پيام
+
يه روزي يه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو مي خونده که زنش يهو ماهي تابه رو مي کوبه تو سرش!
مرده مي گه: برا چي اين کار رو کردي؟
زنش جواب مي ده: به خاطر اين زدمت که تو جيب شلوارت يه تکه کاغذ پيدا کردم که توش اسم جنى (يه دختر) نوشته شده بود…
مرده مي گه: وقتي هفته پيش براي تماشاي مسابقه اسب دواني رفته بودم اسبي که روش شرط بندي کردم اسمش جني بود.
ادامه پايين ...

مجنون الحسين ع
91/9/27
مرتضي -2
زنش معذرت خواهي مي کنه و مي ره به کاراي خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلويزين تماشا مي کرد که زنش اين بار با يه قابلمه ي بزرگتر مي کوبه تو سرش به طوري که مرده تقريبا بيهوش مي شه.
مرد وقتي به خودش مياد مي پرسه اين بار براي چي منو زدي؟
زنش جواب مي ده: آخه اسبت زنگ زده بود!
شهريار کوچه ها
:))
ثانيه ها...
:)
مرتضي -2
حالا گيريم تکراري بود تو بايد به روم بياري؟ :)))))))
مجنون الحسين ع
:))