سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ در صفت مؤمن فرمود : ] شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش . سینه او هرچه فراختر است و نفس وى هرچه خوارتر . برترى جستن را خوش نمى‏دارد ، و شنواندن نیکى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد . اندوهش دراز است ، همتش فراز . خاموشى‏اش بسیار است ، اوقاتش گرفتار ، سپاسگزار است ، شکیبایى پیشه است ، فرو رفته در اندیشه است ، نیاز خود به کس نگوید ، خوى آرام دارد ، راه نرمى پوید . نفس او سخت‏تر از سنگ خارا در راه دیندارى و او خوارتر از بنده در فروتنى و بى آزارى . [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 91 دی 18 , ساعت 8:43 عصر

در سرزمین کربلا، از خیمه گاه حسین، صدای التماسِ قاسم به گوش می رسد.

چه عاشقانه التماس عمو می کند برای جان فدا کردن، یادگار برادر است و خاطرش عزیز.

کاش من هم برای تو مثل قاسم بودم برای حسین (ع) که به خیمه ات می آمدم و التماست می کردم تا رخصت نبرد بگیرم. اما مهدی جان من که قاسم نیستم، خیمه ی تو را هم نمی شناسم که برای اجازه به خدمتت بیایم. ولی دوست دارم سرباز تو باشم و عاشقانه جانم را فدایت کنم. بیا اذن بده اشارتی کن.

می خواهم برای تو که حسین زمان منی به کرب و بلا بروم.

 

بیا شرح عشق کن...



لیست کل یادداشت های این وبلاگ